درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدیدامیدکه لحظه های خوبی داشته باشید


ورود اعضا:


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 4
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 4
بازدید ماه : 4
بازدید کل : 1141
تعداد مطالب : 21
تعداد نظرات : 3
تعداد آنلاین : 1



http://up98.org/upload/server1/02/e/wgfuq35kzzwit3gz1xus.jpg

perspolissport
تیم پرسپولیس. فوتبال وبیوگرافی
سه شنبه 1 فروردين 1391برچسب:, :: 2:16 ::  نويسنده : سامان زکی پور کسرایی

 

نام: رائول گنزالس بلانکو (فرزند پدرو گنزالس و ماریسا بلانکو):

کشور: اسپانیاخ9

تولد: 27 ژوئن سال 1977

قد: 183 سانتی متر

وزن: 70 کیلوگرم

پست: مهاجم (دو پا)

باشگاه ها: اتلتیکو مادرید، از 15 سالگی برای تیم سوم رئال مادرید و در 17 سالگی تا کنون برای تیم اول بازی کرده و بیش از 310 گل برای این تیم به ثمر رسانده است.(باشگاه فعلی اوشالکه04آلمان است)

خانواده: متأهل، همسر مامن سانز و دارای 5 فرزند به نام های جورج (25 فوریه 2000)، هوگو (17 نوامبر 2002)، هکتور و متئو (21 نوامبر 2005)، ماریا

افتخارات: قهرمان لالیگا در سال های 1995،1997،2001،2003،2007،2008، قهرمان جام حذفی اسپانیا در سالهای 1993 و 2000، قهرمان سوپرکاپ اسپانیا در سالهای 1994،1998،2001، قهرمان جام باشگاه های اروپا در سالهای 1998، 2000 و 2002، قهرمان جام بین قاره ای در سال 1998، قهرمان جام باشگاه های جهان در سال های 2002، 2000

فردی: بهترین بازیکن جهان در سال 2001 (چهارم در سال 98، پنجم در سال 99، هفتم در سال 2000، چهارم در سال 2002، ششم در سال 2003)، پیچیچی (آقای گلی در اسپانیا) 1999 و 2003، آقای گلی در لیگ قهرمانان اروپا در سالهای 2000، 2001 و 2002، صاحب کفش برنز اروپا در سال 2001، فعال ترین و بهترین بازیکن تاریخ لالیگا در سال 1997 و 2001، بهترین بازیکن جهان در سال 2001 (فدراسیون آمار) و در حال حاضر بهترین گلزن تاریخ لیگ قهرمانان با 60 گل زده، بهترین گلزن تاریخ تیم ملی فوتبال اسپانیا با 46 گل زده، نشان لیاقت اسپانیا در سال 2006.
 
ستاره برنابئو:

نام او رائول گنزالس بلانکو است، اما همه او را با نام رائول می شناسند...گرچه که خصوصیات زیادی دارد که او را از بقیه متمایز میکند، پسری که با همه فرق دارد...
وقتی هواداران رئال مادرید با فریادهای رائول رائول از جا بلند می شوند و یک صدا او را تشویق میکنند، حتی رونالدو هم با غبطه به بازیکن محبوب سانتیاگو برنابئو نگاه می کند. هیچ یک از ستاره های استثنایی باشگاه محبوبیت او را ندارند. حتی بکام، با وجود اینکه تازه به رئال مادرید وارد شده بود رائول را یک افسانه ی بزرگ و دوست داشتنی نامید. رائول محبوب هوادران متعصب رئال مادرید است. این را حتی مربیان رئال مادرید هم میدانند.
رائول وقتی از نظر جسمانی مشکلی ندارد باید بازی کند...این خواست هوادرانی است که همیشه گلزنی ستاره محبوب خود را به چشم میبینند.
"من در محله سن کریستوبال مادرید متولد و بزرگ شدم. از همان روزهایی که خود را شناختم عاشق فوتبال بودم. آن روزها دنیا سخت تحت تاثیر جادوی مارادونا بود و من هم از حرکاتی که او با توپ انجام می داد لذت می بردم. البته الگوهای دیگری هم داشتم که سعی می کردم مثل آنها بازی کنم."

خانواده ی رائول در آن زمان همه از هوادارن پر و پا قرص اتلتیکو مادرید بودند. رائول می گوید: " یادم می آید که وقتی اولین گل خود برای باشگاه را به اتلتیکو زدم پدرم گفت: رائول، حتی اگه روزی به کاپیتان مادرید هم تبدیل شوی، خانواده ات طرفدار اتلتیکو می مانند..."

"من آرزو داشتم روزی به بهترین بازیکن اتلتیکو تبدیل شوم، اما با وجود گل هایی که برای این تیم به ثمر رساندم، نتوانستم توجه مدیران و مربیان باشگاه را جلب کنم. آنها خیلی راحت از بازی من صرف نظر کردند. به همین دلیل وقتی به سانتیاگو برنابئو رفتم، دیگر هرگز به پشت سرم نگاه نکردم و سعی کردم اتلتیکو مادرید را برای همیشه فراموش کنم..."

رائول پس از جدایی از اتلتیکو مادرید، و در واقع هنگامی که تازه به تیم سوم رئال مادرید پیوسته بود، چنان درخشید که در دو فصل 62 گل به ثمر رساند (!) و خیلی زود آوازه ی پسر جوان و با استعدادی که به سرعت به سوی ستاره شدن پیش می رفت سراسر باشگاه را فرا گرفت. استعداد شگرف، هوش بی اندازه بالا و احساس تعلقی که به تیم داشت خیلی زود توجه خورخه والدانو، سرمربی وقت تیم اصلی رئال مادرید که در آن زمان مشغول فتح تمام جام های اسپانیا و اروپا بود، را جلب کرد تا رائول با یک جهش فوق العاده از تیم سوم به تیم اول، به جوان ترین بازیکن تاریخ باشگاه تبدیل شود که تا کنون پیراهن تیم اول رئال مادرید را پوشیده است.
رائول در سن 17 سالگی، در اولین بازی خود برای رئال مادرید که برابر رئال ساراگوسا در خارج از خانه برگزار می شد، خوش درخشید اما موفق به گلزنی نشد و دو بار توپ را به تیر دروازه کوبید تا تیمش با یک تساوی از ریاسور خارج شود.

خورخه والدانو که چنین دید، رائول را برای بازی بعدی که دیدار حساسی برابر اتلتیکو مادرید در سانتیاگو برنابئو بود در لیست 11 نفره تیمش قرار نداد. و از آنجایی که می دانست رائول جوان و حساس است تصمیم گرفت خودش این مطلب را پیش از بازی به او بگوید.
والدانو می گوید: " یادم می آید وقتی به او گفتم که قرار نیست در این بازی به میدان برود نگاهش حالت خاصی داشت...حالتی بین ناباوری و ناراحتی، اما چند لحظه بعد از جوابش واقعا شوکه شدم...او خندید و گفت: "مسئله ای نیست، اگر می خواهی ببازی مرا بازی نده...!"
خوب، والدانو طبیعتا شگفت زده شد و درست در چند دقیقه قبل از بازی نام رائول را در لیست قرار داد.
" به این نتیجه رسیدم که رائول راست میگفت. اگر او را نداشتیم از پس اتلتیکو بر نمی آمدیم. او آنشب ستاره بازی بود."
رائول با به ثمر رساندن 1 گل بسیار زیبا تیمش را 1-2 پیروز میدان کرد و از همان اولین لحظات بازی جایگاه ویژه ای در قلب مادریدها پیدا کرد.

دلربای مادرید:

رائول با همه فرق دارد.
مرد جوانی که برای محبوبیت هیچ چیز کم ندارد. او یک ستاره ی باهوش، جذاب، خوش چهره، خوش اخلاق و با شخصیت است.


وقتی برای مصاحبه وارد دفتر شد، چهره ای غمگین داشت. از او پرسیدم که آیا اتفاق بدی افتاده؟ اما فقط کمی نگاه کرد و لبخند زد. گیج شدم. با وجود محبوبیتی سرسام آور، یک همسر بی نظیر و بچه هایی باهوش و دوست داشتنی، آیا رائول دلیلی برای غمگین بودن می بیند؟
تنها چیزی که به ذهنم رسید این بود که بگویم: رائول، بگو سیب! رائول می خندد و بالاخره مصاحبه را آغاز می کنیم. اما مصاحبه با رائول سخت است. رائول زیبا و روان حرف می زند، اما اغلب سکوت می کند و آرام و جدی است. البته سکوت او ربطی به مظلوم بودن ندارد...اتفاقا خیلی هم روان شناسی می داند و نمی گذارد کسی او را تحت فشار قرار دهد. شلوار جینی که پوشیده به تازگی مد شده و با رنگ گوشی موبایلش هماهنگی دارد...پس معلوم است که به مد هم اهمیت می دهد.
سعی می کنم با ترفند های ژورنالیستی او را تحت فشار قرار دهم، اما نمی شود.
او بسیار مودب است. رقص تانگوی او همانقدر زیباست که حرکات پا به توپش. به زیبایی هر چه تمامتر گیتار می زند و شب ها همیشه صدای گیتار زدنش از داخل تراس خانه به گوش می رسد.
یک سوال حاشیه ای....دوست داری اوقات گرانبهایت را چگونه بگذرانی؟
"دوست دارم کنار گرانبهاترین موجود دنیا یعنی همسر زیبایم نشسته باشم و با او حرف بزنم. دیگر چیزی نمی خواهم." خوب معلوم است که نمی شود یک همچین آدم رومانتیکی را به حاشیه کشاند!
رائول از جهات دیگر نیز با بقیه متفاوت است. وقتی بازیکنان رئال مادرید با
BMW های آخرین مدلشان به سرعت از مقابل هوادارانی که با شوق بیرون از در والدبیباس منتظرند تا از آنها امضا بگیرند، رد می شوند، رائول خیلی آرام صبر می کند تا همه بروند و آن وقت به نرمی قدم زنی اش را به سمت خانه آغار می کند. او خیلی به خانواده پایبند است. همیشه می توانید او را به همراه همسرش مامن، و بچه هایش در مسابقات تنیس، سالن سینما، کنسرت های آلخاندرو سانز و یا حتی اسپورت سنتر معروف مادرید ببینید.
او یکی از فعال ترین سفیران سازمان
FAO است. شب های کریسمس و یا هر وقت وقت کند به بیمارستان کودکان سرطانی می رود و به آنها هدیه می دهد و اگر شد شب پیش آنها می ماند. اشک ها و بازی او با یکی از کودکان معلول ذهنی در دسامبر سال پیش همه را تحت تاثیر قرار داد.
همانطور که این ها از ذهنم می گذرد به سرعت حرف های رائول را می نویسم.
به نظرم او بی نظیر است. والدانو درست می گوید. او شاهزاده ی دلربای مادرید است.

رائول درباره ی ورود فلورنتینو پرز به اتاق ریاست باشگاه مادرید می گوید:"وقتی پرز وارد باشگاه شد خیلی چیزها تغییر کرد. مخصوصا وضعیت اقتصادی باشگاه خیلی بهتر شد. او ثروت هنگفت را وارد باشگاه کرد و به محض ورودش رئال یک تور بزرگ آسیایی را برای اولین بار تجربه کرد. بازیکنان در آن سفر یاد گرفتند که به غیر از حقوق باشگاه از راه های زیادی می توانند پولدار شوند
با آمدن پرز فهمیدیم که پول یعنی سیاست و سیاست یعنی پول! آسیایی ها طوری دور ما حلقه می زدند که انگار از سیاره دیگری آمده ایم...جالب است که در تور آخری که همین اواخر داشتیم هم وضع بر همین منوال بود. با اینکه نسبت به دفعات پیش پیشرفت بیشتری در فوتبال کرده بودند. وقتی به پرز گفتم که اینگونه کارها دارد به پرستیژ باشگاه لطمه می زند گفت: پسر جوان! این تازه قطعه ای کوچک از سمفونی فلورنتینو پرز است. صبر کن تا تمام ستاره های دنیا را کنار تو جمع کنم.
در آن زمان منظورش را نفهمیدم ولی حالا خوب متوجه منظورش شده ام. کاش پرز این کار را نمی کرد تا رئال همان رئال اسپانیایی می ماند و ما هم با همان تلاش و انگیزه و شور و حال فوتبال را تجربه می کردیم.
ما از آن روزهای پر فروغ و عالی و پر از شور و حال و انگیزه به شدت فاصله گرفته ایم و من دلیل آن را می دانم. روح متعصب و تلاشگر مادرید پرواز کرده و دیگر خبری از آن عقاب با وقار و قدرتمند بر فراز قله های مرتفع اروپا نیست. حالا دیگر همه غرق در فیلم های تبلیغاتی و ثروت های باد آورده ای هستند که به هر صورت آینده ی آنها را در سنین بالا تأمین خواهد کرد. اما چه آینده ای بهتر از اینکه وارد اتاق شخصیتان بشوید و از دیدن ویترین افتخارات به خود ببالید؟ مرور خاطرات آمیخته با فوتبال ناب بهترین تفریح من در دوران کهولت خواهد بود. من نه قصر می خواهم و نه قراردادهایی با قیمت نجومی. من فقط یک ورزشگاه پر از هوادار عاشق می خواهم و یک توپ و گلزنی و دیگر هیچ..!"

تیم ملی:

رائول در رئال مادریدی که فرناندو هیه رو کاپیتانش بود رشد می کند و مهاجم و گلزن اول باشگاه می شود. سانتیاگو برنابئو به حدی او را تحسین می کند که وقتی خاویر کلمنته سرمربی وقت تیم ملی اسپانیا در انتخاب بازیکنان برای جام ملت های اروپای سال 1996 رائول را به دلیل سن کم به تیم دعوت نمی کند، تمام مادرید تظاهرات می کند!
رائول می گوید: باید به نظرات سرمربی احترام گذاشت. من همیشه تصمیمات آنها راتایید میکنم. کلمنته مربی بزرگی است و در تمام سالهایی که سرمربی اسپانیا بود به ما کمک کرد.
رائول سالها در تیم ملی حضور داشته و اکنون بهترین گلزن تاریخ تیم ملی و کاپیتان اسپانیاست. اما او راضی نیست و می گوید: در تمام این سالها برای هیچ جنگیده ایم. آرزو دارم با تیم ملی عنوانی ببرم...

حرف های رائول:

- رائول، میدانی رومن آبراموویچ، مالک چلسی به تو یک پیشنهاد 80 میلیون پوندی داده است؟
- بله. من به پیشنهاد باشگاه چلسی احترام می گذارم. ولی باید بگویم که نظرم عوض نمی شود.
در این دنیا چیزهای زیادی هستند که از پول با ارزش ترند. آقای آبراموویچ با دادن این پیشنهاد دارد زندگی مرا از من می خرد. زندگی من خیلی بیشتر از پول ارزش دارد.

"وقتی زیدان تازه به باشگاه امده بود او را درست نمی شناختم ولی حالا می شناسم. او یک فرد منطقی و باکلاس و یک دوست فوق العاده خوب و مهربان است."

"دلم واقعا برای فرناندو (مورینتس) تنگ شده. اینکه او از مادرید رفته دلیل نمیشود که ما با هم دوست نباشیم. مطمئن باشید هیچ فرصتی را برای دیدن هم از دست نمی دهیم..!"

"روزی که فهمیدم فرناندو (مورینتس)، هیه رو و ردوندو همه از رئال رفتنی هستند فهمیدم که پرز به راحتی آب خوردن در حال از بین بردن رئال مادرید است. رفتن مورینتس کابوس زندگی من بود و من پرز را هرگز به این خاطر نمی بخشم. هیه رو نیز واقعا عاشق رئال بود و وقتی رفت استوک هایش را به من داد و از من خواست هر روز یک دور با آنها دور ورزشگاه بدوم...به من حق بدهید که از رفتن چنین هوادار واقعی ناراحت شوم!
حتی حالا هم عاشقان واقعی رئال مادرید مثل ایکر (کاسیاس)، گوتی و سالگادو با غم و دلتنگی برای کسانی مثل مک منمن، فرناندو مورینتس و کاپیتان هیه رو در حالی که قلبشان زیر پای کسانی مثل پرز خرد شده به بازی برای رئال ادامه می دهند.
پرز رئال را به تیمی پر دک و پز و خالی از فوتبال ناب تبدیل کرد که تا مدت ها اثراتش باقیست."

علاقه های رائول:

غذای مورد علاقه؟

- سیب زمینی سرخ شده (!)

نوشیدنی مورد علاقه؟

- آب

یک فیلم؟

- "زندگی زیباست"

یک بازیگر مرد؟

- رابرت د نیرو

یک بازیگر زن؟

- چارلایز ترون

کتاب مورد علاقه؟

- کیمیاگر

سرگرمی تو چیه؟

- همسرم و بچه هایم.

کی رو تحسین می کنی؟

مردمی رو که برای رفع مشکلات جهان و صلح تلاش می کنند.

برای تعطیلات کجا میری؟

- منورکا یا لندن

بهترین خصوصیتت چیه؟

- دیگران باید به این سوال جواب بدن.

مارک تیپت؟

- آدیداس

ادکلن؟

- معمولا همسرم انتخابش می کنه...(می خندد)

ماشینت؟

- آئودی

وقتی از فوتبال خداحافظی کنی چکار می کنی؟

از بودن کنار خانواده ام لذت میبرم، مسافرت میکنم و به دیدن کشورهایی می رم که الان فقط فرودگاهشون رو می شناسم!

قسمتی از آنچه درباره رائول می گویند:

"او مثل یک ستاره برزیلی بازی می کند." رونالدو، سال 1997، هنگامی که در بارسلونا بازی می کرد.

" شما همیشه باید به این نکته اشاره کنید: با داشتن فقط 17 سال در تیم اول رئال مادرید...خارق العاده است!" امیلیو بوتراگنو، سال 1998

"رائول قادر است کاری انجام دهد که فقط عده ی انگشت شماری در جهان می توانند انجام دهند: بازی در یک استادیوم که با جمعیت صد و ده هزار نفر پر شده، با حالتی که انگار دارد در حیاط خانه اش بازی می کند." آلفردو دی استفانو، سال 1998

"وقتی بر حسب اتفاق روزی بازی رائول را تیم سوم رئال مادرید دیدم، می دانستم که باید توسط فرشته ها لمس شده باشد...نمی توانستم راجع به او اشتباه کرده باشم..!" "او بالاخره به یک سوپراستار جهانی مثل بوتراگنو تبدیل می شود." "او هنوز جوان است، بسیار باهوش است و به قدر کافی برای شناسایی اهدافش وقت دارد." " رائول شخصیت فوق العاده ای دارد...می تواند اگر بخواهد یک قطار را نگه دارد...او کاملا یک نابغه ی خدادادی است..!" خورخه والدانو، سال 1999

"او به دنیا آمده تا ستاره شود...او شاهزاده مادرید است." فابیو کاپلو، 15 نوامبر سال 1999

"با اینکه خیلی جوان است، مسئولیت بالایی در تیم رئال مادرید دارد. رائول هرگز خودش را پشت بازیکنان بزرگتر رئال مخفی نکرده. در حال حاضر همه چیز رئال بر روی رائول متمرکز است. بازیکن باهوشی که وارث شماره 7 امیلیو بوتراگنو است و توانسته همچون خود امیلیو، با این شماره بدرخشد." برند شوستر، سال 2000

"وقتی رائول مقابل شما پدیدار میشه، هیچ وقتی برای واکنش نشان دادن ندارید. چون او به طرز خارق العاده ای سریع فکر و عمل می کند..." آلبرتو سرجی، سال 2000

"رائول یک ستاره طراز اول است. یک تعادل برقرار کننده خوب، یک گلزن خارق العاده، خیلی باهوش، خیلی سریع و بینهایت متعصب." سر بابی رابسون، سال 2000

"رائول بهترین اسپانیا و اروپاست...البته بعد از من (می خندد) او خیلی جوان است ولی کیفیت بازی اش از حد تصور فراتر می رود. او از آن دست بازیکنانی است که نتیجه بازی را به میل خودشان تغییر می دهند. متاسفانه، به طور شخصی او را نمی شناسم ولی به نظرم پسر گلی می آید!" کریستین ویری، 18 آپریل سال 2000 در مارکا

"رائول شما را بینهایت هیجان زده می کند...هر وقت بازی می کند در ذهنش فقط گلزنی می چرخد. او از آن بازیکنانی است که همیشه با کوچکترین حرکتش از جایتان می پرید." تیری آنری، 25 ژوئن سال 2000

"رائول در واقع کاپیتان واقعیست. بدون او در زمین تقریبا همه گیج هستیم. او بار روحی همه 11 نفر تیم را بر دوش می کشد. به لحاظ شخصی، او واقعا فوق العاده است. او بهترین کمک برای من بود تا با شرایط رئال وفق بگیرم." لوئیس فیگو، 12 ژانویه 2001

"رائول حقیقتا لایق توپ طلایی اروپاست. او بعد از مدتها، یکی از بهترین مهاجمانی است که تا کنون دیده ام." زین الدین زیدان، 8 دسامبر 2001، مجله دیلی اسپورت

"رائول لایق بالون دور (توپ طلایی) است." هنری پیرس، فابیو کاپلو، فابیو کاناوارو، خاویر ساویولا، کارلو آنچلوتی، آندری شوچنکو، استیو مک منمن، ماکه له له، ریوالدو، فیگو، زیدان، هلگرا، کاسیاس، ویسنته دل بوسکه، خاویر مندیتا و.....

"رائول یک بازیکن عالیست. همیشه کارآمد است، از لحاظ روحی جنگنده است و تکنیک نابی دارد. من همیشه بازی های لالیگا را می بینم و هرگز دست از تحسین این بازیکن برنمی دارم. او همیشه یک چیز تازه رو می کند. بدون شک، او عالیست." ادسون آرانتس دوناسیمنتو (پله)، 2 دسامبر 2001

"من همیشه رائول را تحسین کرده ام و می کنم. او فقط 23 سالش است ولی نزدیک 150 گل برای رئال مادرید به ثمر رسانده. هر سال حدود 25 گل در لیگ و 7-8 گل در لیگ قهرمانان می زند و من احساس می کنم به آنچه لایقش است نمی رسد. من واقعا در معتبر بودن توپ طلایی شک دارم. متحیرم که باید برای بردنش در زمین خوب بازی کنی، یا مثل اکثر کسانی که برنده آن بوده اند خودت را برابر دوربین های تبلیغاتی خوب نشان بدهی. شاید رائول هم به دلیل دوری از حاشیه تا کنون برنده بالون دور نبوده است. وقتی به آمار نگاه میکنم...14 گل در 15 مسابقه...7 گل در 8 مسابقه...باورنکردنی است!" تیری هانری، 13 دسامبر سال 2001

"رائول خیلی باهوش است. همیشه میداند بازیکنان به کدام طرف می رود. ذهن همه را می خواند و همیشه می داند توپ از کجا سر در میاورد. به نظرم حرکات او با توپ مرگبار است!" کلود ماکلله، 3 آپریل 2001 در
Channel +

"توپ طلایی؟ به نظر من رائول. شوکه شدین؟ او بهترین است." مارکو فن باستن، 11 مارچ 2002 در روزنامه مارکا

"برای بردن توپ طلایی، رائول همه ی خصوصیات را دارد. او عناوین بسیاری با تیمش کسب کرده و در تمام آنها نقش کلیدی داشته است. اما باید اعتراف کنیم که توپ طلایی با نفوذ روزنامه ها و شرکت های تبلیغاتی داده می شود." هریستو استوکوف، 19 نوامبر 2002 در مارکا

"برای این مجله متاسفم...حس میکنم اعتبارش را از دست داد. با تمام احترامی که برای مایکل (اوون) قائلم، معتقدم رائول و فقط و فقط رائول باید توپ طلا را می برد. اوون امسال سال خوبی داشت درحالی که رائول مدتهاست که لایق توپ طلایی و حتی بیشتر از آن بوده. به هر حال فراموش نکنیم که برای توپ طلایی، خبرنگاران تصمیم می گیرند. نه سرمربیان و فوتبالیست ها." فابیو کاپلو، 17 دسامبر سال 2001

"من از سال 1999 تا کنون گفته ام. وقتی مراسم اهدای توپ طلا آغاز میشود همیشه شگفت زده می شوم که رائول را برنده نمیبینم...این همیشه کمی...آخه چطور ممکنه؟! بازیکنی به پرافتخاری او، به کلاس و هوش او تا کنون توپ طلا را نبرده باشه؟" فرناندو هیه رو، 6 دسامبر سال 2002 (رائول از سال 99 تا سال 2004، به نظر اهالی محفل فوتبال، باید توپ طلا را می برد)

"من گل های رائول برابر آلمان رو دیدم و واقعا بسیار برایش خوشحالم. او ثابت می کند که بهترین بازیکن است و در 25 سالگی رکورد فرناندو هیه رو را شکست (که 29 گل برای اسپانیا زده بود). حالا رائول بهترین گلزن تاریخ اسپانیاست. زدن 33 گل در 59 مسابقه با اسپانیا بسیار مهم است. رائول حالا بدون شک مهم ترین و بهترین بازیکن اسپانیاست. رائول گذشته ی درخشانی داشته و آینده ی درخشانی هم پیش رویش است. مدتهاست که رائول باید توپ طلا را می برده اما به دلایلی اینطور نشده. رائول فوق العاده است و از هر کدام از سرمربیانی که تا حالا در زندگی اش با آنها کار کرده چیزی آموخته است. فکر میکنم مهمترین چیزی که من به او آموخته ام سخت کوشی است و از همین جا به او تبریک می گویم که اینقدر عالی این درس را یاد گرفته و به کار بسته است." فابیو کاپلو، 13 فوریه 2003 در
Libre Directo

"بعد از بازگشت از چین، با دیدن نتایج بازی های دوستانه ملی در سراسر دنیا، از جدیدترین افتخار رائول با خبر شدم. با دو تا گلی که به الیور کان زد (که برای ما، هم تیمی هایش، عادی است که او اینکار را بکند) او حالا بهترین گلزن تاریخ اسپانیاست. بهتر از دی استفانو، بوتراگنو، هیه رو و همه ی اسطوره ها. این یک افتخار دیگر است که به لیست دراز افتخارات رائول اضافه می شود. برای من دیگر عادی شده که او در 25 سالگی بسیار بزرگ است. برای من افتخار بزرگی است که هم تیمی رائول هستم و کنار او در خط حمله بازی می کنم." رونالدو، 14 فوریه 2003 در وب سایت شخصی اش.

"من توپ طلای سال 2002 را به رونالدو نمی دادم. توپ طلا باید به کسی داده شود که همه ی فصل عالی باشد. به نظرم رائول بهتر بود. به خاطر ظرافت و تکنیک و مهارت خارق العاده روحی و روانی اش. برای من رائول شماره یک است." یوهان کرایف، 25 فوریه 2003 در روزنامه اکیپ

"رائول حالا سمبل رئال مادرید و نمود تاریخ آن است. او وارث خصوصیات بوتراگنو است. او یک دوران طلایی را به مادرید آورد و من از اینکه اینهمه رکورد می شکند خوشحالم چرا که من باور دارم، و من امیدوارم، که زندگی رائول به بزرگترین افسانه و اسطوره ی تاریخ مادریدیسمو تبدیل شود...بیشتر از هر اسطوره دیگری ]...[ رائول یک بازیکن کامل است. او یک شماره 9 نیست...نه، 9 برای او کافی نیست. به نظر من رائول نه کاملا یک مهاجم است و نه کاملا یک هافبک...او چیزی خارق العاده بین این دو است. او یک 9.5 است!...دیگر وقتش رسیده که توپ طلا را به رائول بدهند. به نظرم باید بهانه خوبی برای اینکه تا حالا اینکار را نکرده اند داشته باشند." هوگو سانچز، 2 مارس 2003 در روزنامه
AS بعد از اینکه رائول رکورد او را در رئال شکست.

"رائول در باک بنزین پیدا می کند، حتی وقتی که به هیچ عنوان چیزی باقی نمانده!" ویکتور فرناندز، 5 مارس 2003

"اصلا نمیشود رائول را متوقف کرد. فقط کافی است که پا به توپ شود و ناگهان بنگ (!) درست مثل کاری که امشب کرد. ما میدانیم زیدان و فیگو بازیکنان عالی هستند اما می توانیم آنها را نگه داریم. مقابله با رائول خیلی سخت است. تنها امید من این است که او مسافرت را دوست نداشته باشد. وگرنه حتی در استادیوم خودمان هم نمی توانیم رائول را متوقف کنیم. رئال مادرید در این چند سال اخیر یازیکنانی فوق العاده داشته است اما در حال حاضر، رائول بهترین بازیکن دنیاست." سر الکس فرگوسن، 10 آپریل 2003 در
soccerage.com

"ما رائول را خوب می شناسیم. اما فرگوسن و من امشب یک رائول جدید کشف کردیم. یک رائول متفاوت...چرا؟ چون اصلا ساده نیست که هم بازی خوانی کنید و هم تیزهوشی نشان دهید. ظرفیت رائول برای پیشرفت در فوتبال از هر بازیکن دیگری در فوتبال دنیا بیشتر است. حرکات رائول شگفت انگیز است. برای من، جدا از آن دو گل، او مرا به طرزی جادویی مسحور کرد، تکرار می کنم، به طرزی جادویی. رائول همیشه، بدون شک همیشه انتخاب درستی می کند. اصلا او یک کاری می کند که انتخاب درست به میل او تغییر کند. برای مثال او همزمان 7 بازیکن تیم را می بیند. اگر لوئیس (فیگو) جایش را عوض کند او به جای فیگو می رود. اگر رونالدو به وسط بیاید او کنار می رود و درک عجیب و غریبی از بازی زیدان دارد. و همه ی این کارها را آنقدر سریع انجام می دهد که چشم را خیره می کند. این کار اصلا ساده نیست. امشب رائول حقیقتا ما را جادو کرد...!" کارلوس کیروس، بعد از بازی رئال-منچستر، 10 آپریل 2003 در
AS

"رائول خیلی دوست داشتنی است و لیاقت توپ طلا را دارد. من او را به این خاطر دوست دارم که بسیار از خود گذشته است و همیشه برای تیم بازی می کند." پاول ندود، 26 آپریل 2003 در مارکا

"او یک هیولاست چون بیش از 5 سال است که همینطور عالی باقی مانده." پله، 19 می 2003
.
.
.

"برایم همیشه افتخار بوده که با او همبازی شدم. می خواهم بداند که در زندگی چیزهای زیادی یادم داد و همیشه او را به عنوان بهترین کاپیتان در ذهن دارم. رائول واقعا شخصیت بزرگی است." دیوید بکام، 11 ژوئن سال 2007
.
.
.
پایان مصاحبه...ولی رائول بی پایان است!

در پایان، رائول میرود. به همان آرامی که وارد دفتر شد.
کاپیتانی با افکار بلند و رویاهای بسیار. کاپیتانی که آرامش را دوست دارد زیرا همیشه در میان هیاهوی هوادران بیشمارش با عشق برای رئال بازی می کند. کاپیتانی که با بوسیدن حلقه ازدواجش بعد از هر گل، به قول برند شوستر، فوتبال را با احساس تجربه می کند. کاپیتانی که بعد از هربار هت ریک کردن، روزنامه ها برایش تیتر می زنند: "رائول همیشه بر می گردد..." اما او هیچ وقت نرفته بود، و می دانید واقعیت چیست؟ او هرگز نمی رود.
در انتها به خودم می بالم که با او مصاحبه کردم. چیزی یادم می آید و به سرعت دنبال رائول می دوم که دارد سوار ماشین می شود.
صدا می زنم: کاپیتان! متشکریم...!

رائول لبخند می زند و دست تکان میدهد.
 


سه شنبه 1 فروردين 1391برچسب:, :: 2:11 ::  نويسنده : سامان زکی پور کسرایی

 

 : دروازه بان بوسنیایی پرسپولیس که روز (29بهمن )گذشته وارد ایران شد(یکشنبه.) رکوردخیره کننده ای در لیگ این کشور به نام خود ثبت کرده است.فقق6غ
 
دروازه بان جدیدپرسپولیس آسمیر آودوکیچ نام دارد و اهل بوسنی است. او متولد 13 می 1981 و سی سال سندارد. آودوکیچ که 190 سانتیمتر قد دارد در باشگاه های بوسنی و کرواسی سابقه بازیکردن دارد.
 
کارهای مهمی که او انجام داده از سال 2010 شروع شدهاست. او در این سال توانست با تیم بوراک بانها، قهرمان لیگ برتر بوسنی شود. آسمیردر هر 30 بازی این تیم دروازه بان ثابت بوده و در این 30 بازی 15 گل خورده است.

نکته مهم این است که او در گل نخوردن هم رکورددارد است. او این 15 تا گل را در یازده بازی خورده است و در 19 بازی دروازه تیمش رابسته نگه داشته است. از هفته پنجم تا هفته سیزدهم که در مجموع 722 دقیقه می شود گلیرا دریافت نکرده است. آسمیر سال گذشته و در مرحله مقدماتی لیگ اروپا 2 بازی مقابلتیم لوزان سوئیس انجام داده است.
 
او امسال در همین تیم بوراک در 15 بازی نیم فصل اول 7 تا گل خورده است و توانسته در 5 بازی متوالی دروازه اش را بسته نگه دارد. ویامسال هم دو بازی در مقدماتی لیگ اروپا انجام داده است که البته تیم آنها در اینرقابت آنقدر ضعیف عمل کرده است که آسمیر در دو بازی 7 تا گل خورده است!

دروازه بان جدید پرسپولیس در تیم ملی جوانانبوسنی 10 بار سابقه بازی کردن دارد، در تیم ملی زیر 21 سال 4 تا بازی کرده است وبرای اولین بار در سال 2004 به تیم ملی بزرگسالان دعوت شده است و دو بازی ملی  همدر کارنامه اش دیده می شود. آسمیر در بازی پلی آف یورو 2012 که در ماه نوامبر امسالبرگزار شد مقابل پرتغال روی نیمکت ذخیره های بوسنی قرار داشت. چون که دروازه باناول تیم ملی بوسنی در تیم استوک سیتی بازی می کند و گلر معروفی است.
 
بنا بر گزارش سایتهای بوسنیایی رقم قرار داد او برای انتقال به پرسپولیس 130 هزار دلار است که 100هزارد دلار را در ابتدای امضای قرارداد و 30 هزار دلار را هم در تابستان خواهدگرفت. او به صورت قرضی به ایران آمده و اگر طرفین راضی باشند شاید این قرار دادتمدید شود. آسمیر تا 21 دسامبر 2012 با تیم بوراک قرار داددارد.
 



سه شنبه 1 فروردين 1391برچسب:, :: 2:5 ::  نويسنده : سامان زکی پور کسرایی

 قغ

در سال 1380 ودرراه قهرمانی پرسپولس این نفرات به میدان رفتند:
داوود فنایی-محمد محمدی-فرشید کریمی-افشین پیروانی-رضا جباری-ابراهیم اسدی-حمید استیلی-علی انصاریان-بهروز رهبرفرد-
امیر حسین اصلانیان-محمد برزگر-یونس باهنر-بهنام ابوالقاسم پور-پژمان جمشیدی-اسماعیل حلالی-لیث نوبری-حسن خانمحمدی -
سهراب انتظاری-وحامدکاویان پور.پس از پرسپولیس که با 49امتیاز اول شد-تیم استقلال با48 امتیازمقام نایب قهرمانی رابه دست آورد.پس از دو تیم پرسپولیس واستقلال فولاد برسکوی سوم ایستاد.تیمهای پاس-ابومسلم-ذوب آهن-پیکان-برق-سپاهان -
فجر سپاسی –سایپا-ملوان-استقلال رشت-وتراکتور سازی نیزبه ترتیب در رده های چهارم تا چهاردهم ایستادند. تیم های استقلال رشت –وتراکتور سازی با قرار گرفتن در انتهای جدول از جمع تیم های حرفه ای لیگ خدا حافظی کردند.
فدراسیون فوتبال در پایان این دوره ضمن تشکیل یک گروه کارشناسی رسما دست به معرفی بهترین های لیگ1380 زدکه نتایج آن بدین شرح است:بهترین مربی(علی پروین از پرسپولیس)بهترین بازیکن(حامد کاویان پورازپرسپولیس)پدیده (جواد کاظمیان از سایپا)بهترین داور(فریدون اصفهانیان)همچنین فدراسیون فوتبال منتخب بهترین های لیگ 1380رابه شرح زیر اعلام کرد:
مهدی رحمتی (فجرسپاسی)حمید عزیززاده(ذوب آهن)یحیی گل محمدی(فولاد)سهراب بختیاری زاده(استقلال)عارف محمد وند(ذوب آهن)حامد کاویان پور(پرسپولیس)محمد نوازی(استقلال)پژمان نوری(ملوان)حسن خانمحمدی(پرسپولیس)رضا عنایتی(ابومسلم)واصغرمدیر روستا(پیکان)ضمن اینکه رامیز محمد اف هافبک آذر بایجانی تیم پیکان عنوان بهترین بازیکن خارجی لیگ رابه دست آورد.


سه شنبه 1 فروردين 1391برچسب:, :: 1:59 ::  نويسنده : سامان زکی پور کسرایی

 

 
 
 
توپ
 
امروزه 22 بازیکن میدان فوتبال را ارتشی پنهانی از دانشمندان از رشته‌هایبیومکانیک، فیزیک، تغذیه ، روانشناسی و سایر دانش‌ها برای تقویت کارکرد ورزشی حمایتمی‌کنند.
 
 
در زیر نمونه‌هایی را که دانش به تغییر فوتبال کمک کرده، به معماهاهای آن پاسخ داده و به شایعات پایان بخشیده است، می‌آوریم:
 
تقلب در انداختن خود روی زمین: چگونه می‌توان گفت در چه زمانی یک بازیکن عمدا خودش را به زمین می‌اندازد؟ یک افشاگر تقلب در این مورد به قول روانشناس انگلیسی، پل موریس پدیده "کمان تیرانداز" است.
 
این پدیده وقتی رخ می‌دهد که بازیکن در حالیکه دو بازویش در هواست،کف دست‌هایش باز است، قفسه سینه‌اش جلو داده شده و ساق پاهایش در زانوها خم شده است، مانند کمان کشیده‌شده یک کمان‌دار روی زمین می‌افتد.
 
پل موریس می‌گوید: "در بسیاری از دایو کردن‌ها این وضعیت را می‌توان مشاهده کرد، اما از لحاظ بیومکانیکی در سقوط طبیعی این پدیده رخ نمی‌دهد. در عوض در این حالت،به طور غریزی بازوهای فرد به سمت پایین می‌آید تا از فرد هنگام افتادن حمایت کند یا با قرار گرفتن در کنار بدن بازیکن به حفظ تعادل او یاری برساند."
 
فوتبال واقعا غیرقابل پیش‌بینی است: افرادی که می‌گویند فوتبال هیجان‌انگیزترین و غیرقابل‌پیش‌بینی‌ترین بازی جهان است ممکن است خوشحال شوند که آمار حرف آنها را تایید می‌کند.
 
بر اساس تجزیه و تحلیل داده‌ها که در آزمایشگاه ملی لوس آلاموس در نیومکزیکو انجام شد، و در آن نتایج بازی‌های باشگاهی در آمریکا از 1888 را مورد بررسی قرار داد، میزان "فرکانس آشفتگی" - برنده شدن تیم‌های ضعیف‌تر - در فوتبال نسبت به چهار ورزش عمده دیگر در آمریکا (فوتبال آمریکایی، هاکی روی یخ، بیسبال و بسکتبال) بسیار بالاتر است.
 
زمانی برای توقف قلب: مردان ناسالمی که دارند زدن یک پنالتی در بازی فوتبال را تماشا می‌کنند، باید مراقب باشند.
 
پذیرش بیمارستانی برای ایست قلبی در انگلستان و ویلز هنگامی انگلیس در 30 ژوئن 1989 با پنالتی بازی در جام جهانی را به آرژانتین باخت، و در دو روز بعدی آن 25 درصد افزایش یافت. در مسابقات قهرمانی اروپا در سال 1996، روزی که تیم هلند با پنالتی به تیم فرانسه باخت، میزان مرگ و میر در هلند به علت حمله قلبی یا سکته مغزی حدود 50 درصد افزایش یافت.
 
در هر دو مورد این افزایش ناگهانی در موارد بیماری تنها در میان مردان و نه زنان مشاهده شد.
 
 
 
تاثیر ارتفاع بر نتیجه بازی: مشهور است که کشورهایی که در ارتفاع بالا قرار دارند، هنگام بازی درخانه از مزیت برخوردارند. زیرا تیم رقیب که از کشور با ارتفاع پایین آمده است،در هوای رقیق به تقلا می‌افتد. اما چیزی که کمتر از آن اطلاع دارند این است که چنین تیمی وقتی در زمین کشور حریف هم بازی می‌کند، از مزیت برخوردار است.
 
مقاله‌ای که در سال 2007 در ژورنال پزشکی بریتانیا منتشر شد، یک قرن نتایج مسابقات بین‌المللی فوتبال در 10 کشور آمریکای جنوبی را مورد بررسی قرار داده بود.
 
در موردی که دو تیم از دو کشور هم‌ارتفاع با هم مسابقه داده بودند، احتمال برنده شدن در بازی خانگی 53 درصد بود.
 
احتمال برنده شدن در بازی خانگی در صورتی که تقاوت ارتفاع دو کشور +3965 متر بود به 82 درصد می‌رسید، برای مثال در بازی خانگی تیم بولیوی که کشوری مرتفع است، با تیم برزیل، کشوری که در سطح دریا قرار دارد. اما هنگامی که تفاوت ارتفاع - 3695 متر بود، مثل بازی خانگی تیم برزیل با تیم بولیوی این احتمال به 21 درصد افت می‌کرد.
 
در مجموع مزیتی وجود ندارد: بر اساس یافته‌های متخصصان آمار فوتبال که در کارگاهی در دانشگاه مانهایم آلمان در سال 2006 گرد آمده بودند:
 
سه عقیده رایج در مورد الگوهای برنده شدن در مسابقات فوتبال غلط است:
 
1-شاهدی وجود ندارد که بازیکنانی که در مسابقه قبلی برنده شده‌اند، در مسابقه بعدی با احتمال بیشتری برنده ‌شوند
 
2-گل برنده‌کنندهای که درست قبل از وقت نیمه زده شده، نسبت به گلی در ابتدای نیمه اول زده شده است، تاثیر بیشتری بر نتیجه بازی ندارد.
 
3-تیم‌هایی که تازه با زدن گل در آستانه برنده شدن در یک بازی هستند، با احتمال بیشتری در بقیه زمان بازی گل دریافت نمی‌کنند.
 
 
 
خانه و هورمون‌ها: آیا زیست‌شناسی می‌توان مزیت بازی در خانه را توجیه کند؟ پژوهشگران انگلیسی، سندی والفسون و نیک هیو، میزان تستوسترون بازیکنان فوتبال را پیش از یک بازی خانگی، یک بازی خارج از خانه و در یک بازی تمرینی اندازه‌گیری کردند.
 
میزان هورمون مردانه پیش از بازی خانگی بسیار بالاتر بود. هورمون مردانه با سلطه‌جویی، اعتماد به نفس و تهاجم ارتباط دارد، و بالا بودن این هورمون بیانگر آن است این بازیکنان برای دفاع از قلمروی‌شان از لحاظ روحی آماده بودند.قرمز
 
قرمز را ببینید: بر اساس تجزیه و تحلیلی که بر روی داده‌های لیگ انگلیس پس از جنگ جهانی دوم انجام شده است، باشگاه‌های فوتبال که لباس ورزشی تیم آنها دارای رنگ قرمز دارد با احتمال بیشتری نسبت به رقیبان دارای لباس‌های با رنگ‌های دیگر موفق می‌‌شوند.
 
تیم‌های دورهام و پلیموث که لباس قرمز می‌پوشند (مانند تیم‌های منچستر یونایتد، لیورپول و آرسنال) بیشتر برنده شده بودند، در حالیکه تیم‌های زردپوش یا نارنجی‌پوش بدترین نتایج را به دست آورده بودند.
 
در توجیه نظری این یافته‌ گفته می‌شود که پوشیدن لباس قرمزرنگ، رنگی که در طبیعت اغلب با تهاجم و خودبیانگری مردانه ارتباط دارد، باعث تقویت روانی می‌شود.
 
توپ چطور می‌‌چرخد: به یاد دارید که روبرتو کارلوس با زدن "گل ناممکن"، گل کردن یک ضربه آزاد با یک شوت کات‌دار در مقابل فرانسه در سال 1997 تیمش را برنده کرد؟ او چگونه این کار را انجام داد؟ برخی می‌گویند به خاطر این که کارلوس برزیلی بود. اما فیزیکدانان به ترکیبی از نیروی ماگنوس و اصل برنولی اشاره می‌کنند.
 
درست پس از زدن ضربه، توپ در حال چرخش با سرعت نسبتا بالایی به جلو حرکت می‌کند، و هوا به طور نامنظمی بالای آن به جریان در می‌آید. هنگامی سرعت حرکت توپ کند می‌شود - به طور خاص، هنگامی که سرعت توپ به 29 تا 37 کیلومتر در ساعت می‌رسد- جریان هوا حالتی منظم یا "لایه‌ای" پیدا می‌کند، و در این حالت اثر ترمزکننده هوا به فوریت تشدید می‌شود، و گاهی تا 150 درصد بالا می‌رود. این وضع به شدت مانع حرکت به جلوی توپ می‌شود و حرکت قوس‌دار توپ را که ناشی از چرخش آن به دور خودش است، تشدید می‌کند.
 
بنابراین گل کارلوس ناشی از این بود، که توپی که در ابتدا به سوی طرف راست دیوار دفاعی شلیک کرده بود، به طور ناگهانی تغییر مسیر داد و به تور دروازه نشست، و فرانسوی‌ها را مبهوت باقی گذاشت.
 
آینده دیجیتال (انگشتی): به شرط‌بندانی که به دنبال راهنمایی در مورد برندگان جام جهانی فوتبال هستند، می‌توان توصیه کرد نگاهی دقیق به دست‌های بازیکنان بکنند.
 
جان مانینگ از دانشگاه لیورپول در انگلیس می‌گوید رابطه‌‌ای میان درازای انگشتان فوتبالیست‌ها و توانایی‌ بازی آنها وجود دارد. مانینگ با بررسی بازیکنال انگلیسی دریافت که بازیکنان نخبه انگشت انگشتری درازتری در مقایسه با انگشت اشاره دارند.
 
نظریه مانینگ این است که قرار گیری زودرس به تستوسترون در رحم یک عامل کلیدی در تشکیل قلب و سنجش فضایی و طول انگشت است، و برای همین است که انگشتان می‌توانند بیانگر، اما نه پیش‌بینی‌کننده، مهارت فوتبالیست باشند.
 


سه شنبه 1 فروردين 1391برچسب:, :: 1:45 ::  نويسنده : سامان زکی پور کسرایی

 

شرح دربی دوازدهم پایتخت(استقلال وپرسپولیس)
ارنج پرسپولیس:
مربی:آلن راجرز
بهرام مودت.مسیح مسیح نیا.رضا وطنخواه.ابراهیم آشتیانی.جعفر کاشانی. علی پروین.مرحوم ایرج سلیمانی.اسماعیل حاج رحیمی پور.همایون بهزادی .اصغرادیبی.حسین کلانی.
ارنج استقلال:
مربی:رایکوف
منصور رشیدی(مرحوم ناصرحجازی)علی جباری.نصرالله عبداللی.مرحوم عزت الله جانملکی.اکبرکارگر جم.جواد الله وردی.رضا عادلخانی.کارو حقوردیان.جواد قراب.حسن روشن(هادی نراقی)غلامحسین مظلومی(مسعودمژدهی)
دیدار دوازدهم:اولین دوره جام تخت جمشید-بازی رفت
داور:نیکلاس پتروچیانو از رمانی.کمکها:محمد خشخوان.اکبرحق بین
جمعه16شهریور1352
استادیوم:آزادی40هزارنفر تماشاگر
گلها:دقایق50.87.90همایون بهزادی.45.57مرحوم ایرج سلیمانی و32کلانی برای پرسپولیس گل زنی کردند.



 
 
نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب
  • کیت اگزوز
  • زنون قوی
  • چراغ لیزری دوچرخه

  • تبادل لینک هوشمند
    برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان spoort و آدرس parsfootball7.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.